صفحه ها
دسته
دانلود
وبلاگ دوستان
پیوندها
وبلاگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 422287
تعداد نوشته ها : 571
تعداد نظرات : 506
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان


خانواده یکی از نهادهای اجتماعی است که می تواند نقش موثری درپیشگیری از آشفتگی ها، انحرافات و ناهنجاری های جنسی جامعه داشته باشد؛ نقشی که امروزه به فراموشی سپرده شده است.
خانواده همواره در طول تاریخ، جایگاه والایی را در اندیشه بشری به خود اختصاص داده و مسائل مربوط بدان، دغدغه اندیشمندان مختلف بوده است. در این بین روابط زناشویی و مشکلات آن از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. ورود به زندگی زناشویی شرایطی را رقم می زند که انطباق و سازگارشدن زوجین را ضروری می سازد. آگاهی از این شرایط و کسب مهارت های مناسب، می تواند در تسریع و تسهیل سازگاری، اثرگذاشته و ازمشکلات زناشویی و به تبع آن از مشکلات جامعه بکاهد.
خداوند انسان را به گونه ای آفریده که بدون همسر ناقص است. انسان هرچه از نظر علم و ایمان و فضایل اخلاقی بالا برود، تا ازدواج نکند به کمال مطلوب نمی رسد. ازدواج و تشکیل خانواده برای همه انسان ها یک امرطبیعی و معمولی بوده است و نمی توان از آن صرف نظر کرد و برهمین اساس باید وجود هرگونه مشکلات را از سر راه برطرف کرد و وصول به آن را آسان نمود.
سازگاری زناشویی سنگ زیربنای عملکرد خوب خانواده است، نقش والدین را تسهیل و عمر زن و شوهر را طولانی می کند. ازطرفی باعث افزایش سلامتی، توسعه اقتصادی و رضایت بیشتر از زندگی می شود.
خداوند برای زندگانی بهتر بشر غرایزی را در وجود او قرار داده است که هریک از آنها باید به گونه ای شایسته ارضا شود. غریزه جنسی یکی از غرایز اصیل انسانی و از نعمت های الهی است که در وجود انسان نهاده شده، به گونه ای که استفاده معتدل و صحیح از آن موجب بقای نسل انسان می شود و سوءاستفاده از آن عوارض سوءجسمانی و روانی دارد.
قرآن کریم با نشان دادن راه صحیح بهره مندی از این غریزه، زنان و مردان را به ازدواج تشویق کرده است.
دربخش نخست گفت وگو با دکتر سیدکاظم فروتن، استاد دانشگاه شاهد با وی درباره اهمیت مشاوره قبل از ازدواج در شکل گیری یک پیوند پایدار گفت وگو کردیم. در ادامه از ایشان می خواهیم تا پشتوانه های یک زندگی موفق زناشویی را بازگو کنند.
دکتر فروتن در ادامه صحبت هایش با اشاره به دین مبین اسلام می گوید: اگر به دستورات اسلام توجه نکنیم مطمئن باشید جامعه ای ناسالم خواهیم داشت، جامعه ای که ظاهرش مثل یک انار، سرخ و زیبا و رسیده نشان می دهد اما وقتی که انار را باز کنیم می بینیم که یک دانه سالم هم داخل آن نیست.
احادیث فراوان و متعددی در ارتباط با نحوه زندگی زناشویی و توجه زن و شوهرها به یکدیگر وجود دارد که اگر به آنها درست عمل شود جامعه هرگز باچنین مشکلاتی مواجه نخواهد شد. اسلام می گوید: «اگر زنی در حال خواندن نماز مستحبی است و شوهرش به او تمایل پیدا می کند باید نمازش را بشکند و اگر نماز واجب می خواند آن را کوتاه کند.» «جهاد زن از نیکو شوهرداری اوست»، «مرد باید برای همسرش خود را زیبا بدارد همانطور که دوست دارد همسرش برای او زیبا باشد». رعایت این موارد به عفت زن و مرد کمک می کند. همسران باید از جذابیت های خود آنچنان وجود همسر خود را سیراب نمایند که در برابر محرک های تصویری و کلامی نامحرمان کاملاً مصون باشند.
امروزه بسیاری از زن ها و شوهرها بجای اینکه برای هم آرایش کنند برای بیرون از منزل آرایش می کنند.
مردی که از بیرون می آید و هزار خستگی دارد، اسلام به او اجازه نمی دهد که ترش رو وارد منزل شود، باید بخندد. بدانیم که به خانه برنمی گردیم بلکه از محل کار به خانواده برمی گردیم، تا در کنار مونس و همدممان آرامش بگیریم. خانه یعنی احساس مسئولیت، خانه استراحتگاه نیست که فقط بخواهیم خستگی خود را برطرف کنیم، و یا گاهی کارهای عقب مانده اداری را انجام دهیم. ما خانه را با هتل اشتباه گرفته ایم. اگر هم به خانه برمی گردیم، خانه ای است که آرامشگاه است و همسری که آرامش بخش است. غالب اختلافات خانوادگی، سردی ها، بی تفاوتی ها، بی رغبتی ها، خانه گریزی ها، بدزبانی ها، خشونتها، تحقیرها و طلاق ها، به دلیل فقدان آرامش در کانون خانواده و عدم تأمین نیازهای عاطفی است.
متاسفانه دختر و پسرهای امروزی از «تکالیف زن و شوهری» نسبت به یکدیگر بی اطلاع اند وتنها اسم زن و شوهر را یدک می کشند. به همین دلیل بعد از اتمام ماه عسل واقعیت ها یکی یکی خودنمایی می کنند و مشکلات و ناسازگاریها آغاز می شود. اول ازدواج همه اش عشق است. بتدریج نقایص خود را نشان می دهد ضعفها در طرفین کشف می شود. اینها نباید موجب سردی بشود. با این کمبودها باید ساخت چون مرد و زن ایده آل در هیچ کجای عالم پیدا نمی شود. سازگاری در زندگی اساس بقای خانواده است و همین است که محبت می آفریند و دلها را به هم نزدیک می کند. سازش در محیط خانواده جزء واجبات است. نبایستی زن و شوهر تصمیم بگیرند که هرچه خودشان گفتند همان شود و هرچه خودشان می پسندند طرف مقابل هم به پسندد. عدم سازگاری می تواند بتدریج محبت ها را کم کند و استحکام خانواده را به خطر اندازد. اگر لازم است باید کوتاه آمد. ازدواج یکی شدن نیست. هنر ازدواج دوتا بودن و در کنار هم بودن است نه در برابر هم بودن. به نظر من رسانه ها در این زمینه وظیفه سنگینی برعهده دارند، آنان باید سلامت جنسی را در خانواده ها و جامعه فرهنگ سازی کنند. غریزه جنسی پشتوانه یک زندگی موفق زناشویی است. بررسی های ما نشان داده است که بیش از 50 درصد اختلافاتی که منجر به مراجعه به دادگاه های خانواده می شود ریشه در مسایل جنسی دارد که زن و شوهر در زندگی شان با آن مواجه بوده اند. بالطبع وقتی غریزه در کانون خانواده ارضا نشود و مرد به زن و زن به مرد بی توجه شود، غرایز خود را بطور ناصحیح در خارج از منزل ارضاء خواهند کرد و محیط اجتماعی دستخوش نابهنجاری های زیادی می گردد که یکی از تبعات این نابهنجاری ها می تواند بروز روابط ناسالم اجتماعی باشد. همچنین قرار گرفتن فرزندان در محیط سرد عاطفی و بی اعتمادی والدین نسبت به یکدیگر و یا گرایش آنان به ارضای نیازهای عاطفی خود در محیطی غیر از خانواده و موجب بروز رفتارهای پرخطر و در نهایت از دست رفتن سلامت روحی و حتی جسمانی فرزندان می شود. وقتی زن و شوهر از نحوه ارضای غرایز یکدیگر بی اطلاعند، یک زن آموزش ندیده که یک مرد چگونه است یا یک مرد آموزش ندیده که یک زن چه خصوصیات روحی و عاطفی دارد و آداب صحیح معاشرتها و رفتارهای زناشویی را نمی دانند و زمانی هم که با مشکل مواجه می شوند بخاطر حجب و حیا طرح موضوع نمی کنند بتدریج کدورت ها، بهانه گیری ها، حساس شدن های بی مورد، درگیری ها، خشونتها، بی حرمتی ها، تنفر و بعد هم طلاق شکل می گیرد. در اینگونه مواقع آنچه که تظاهر پیدا می کند عدم ارضای غرایز جنسی نیست بلکه دعواهای خانوادگی است. آب که گل آلود شد مشکل اصلی گم می شود.
در اینگونه مواقع به کجا باید مراجعه کرد؟
به جز یکی دو کلینیک در کشور هیچ جای مشخصی که بطور جامع مشکلات جنسی را در خانواده ها بررسی کند، وجود ندارد. ما به مراکزی احتیاج داریم که علاوه بر داشتن تخصص و علم کافی، امین مردم باشند. هر کسی نمی تواند و نباید وارد جزئیات ریز خانواده ها و مسائل زناشوئی آنها شود. متأسفانه در کشور متخصص سلامت جنسی تربیت نمی شود. ما برای بیماری های مرتبط با چشم، گوش، قلب، گوارش و... افراد متخصص و حتی فوق تخصص تربیت می کنیم ولی برای چنین موضوع مهمی خود را به تغافل زده ایم. علت آن این است که نگاهی عالمانه به موضوع نداریم. در آموزش رشته پزشکی نیز سرفصل های مربوط به اختلالات جنسی حذف شده است. ما به پزشکان عمومی روش های جلوگیری از بارداری را آموزش می دهیم ولی از آموزش مسائل جنسی جهت بررسی و درمان بیماران مراجعه کننده به آنها خبری نیست. در بحث تنظیم خانواده نیز به موضوع مهارتهای زندگی و خانواده بصورت جدی پرداخته نمی شود و عمده تمرکز روی نحوه جلوگیری و کنترل جمعیت است. باید واقع بینانه با این قضیه برخورد کنیم و علت ها را ریشه یابی کنیم. ما آمار ازدواجها را افزایش داده ایم ولی چرا آمار طلاق به نسبت، بسیار بیشتر بالا رفته است. پاسخ این است که روش های موجود جوابگو نیست و نیاز به بازنگری دارد.
همانطور که می دانید سفرهای استانی رئیس جمهوری کاری منحصر به فرد است. بنظر من در سفر سوم که سفر فرهنگی است باید از استانداران و فرمانداران درباره آمار طلاق و ازدواج در مناطق خود سؤال شود، از آنان بطور جدی خواسته شود که برای کاهش آمار طلاق برنامه ریزی داشته باشند و چنانچه در این کار موفق بودند بصورت ویژه مورد تشویق قرار گیرند و به مردم معرفی شوند. این کار یعنی فکر و برنامه ریزی اصولی برای کاهش آسیبهای اجتماعی در استان. استانداران باید روی موضوع مشاوره های قبل و بعد از ازدواج بطور جدی فرهنگ سازی کنند. همچنین برای آموزش پدر و مادرها و مربیان مدارس و قضات دادگاه های خانواده نیز برنامه ریزی کنند تا آینده روشن و درخشانی برای استان پیش رو داشته باشند.
همانطور که اشاره شد متأسفانه به دلیل نگرش های خاص فرهنگی، تاکنون به این مسئله توجه چندانی نشده است. ما نیاز به عزم ملی برای ایجاد فرهنگ مناسب و جامع در رابطه با ازدواج و طلاق در کشور داریم. پیشنهاد من این است که کلینیک های سلامت خانواده را تقویت کنیم. رشته تحصیلی تخصصی خانواده و سلامت جنسی در دانشگاه ها بوجود آوریم و افراد مستعد و با صلاحیت را برای مشاوره و ارائه راههای تشخیصی و درمانی تربیت کنیم تا مردم در مواقع لزوم، به آنها مراجعه کنند. البته این کارها زمان می برد ولی باید برای آن از هم اکنون برنامه ریزی کنیم. به موضوع سلامت جنسی به عنوان یک علم نگاه کنیم و از افراط و تفریط های بی مورد و خارج از دستورات اسلام بپرهیزیم. امروزه آمارها حاکی از آن است که 20 تا 40 درصد زنان و مردان ما اختلالات جنسی را در زندگی شان تجربه می کنند که این آمار قابل توجه است. 9درصد مردان ما مبتلا به ناتوانی جنسی هستند، یعنی شیوعی بیشتر از بیماری دیابت در کشور. گاهی مشکلات پس از ازدواج فقط با نصیحت کردن و مشاوره و یا توجه به امور تربیتی برطرف نمی شود بلکه زمینه ساز مشکلات، بیماریهای پزشکی و جسمانی از جمله اختلالات عروقی، هورمونی و یا عصبی می باشد، لذا باید از همه ابعاد سلامت جنسی را در خانواده ها مورد ارزیابی قرار دهیم.
اجازه بدهید اشاره ای هم به مخاطرات طلاق برای جامعه داشته باشیم.
طلاق بستر مستعدی است برای بروز اختلالات روانی، نظیر اضطراب، افسردگی و کژروی های فردی و اجتماعی مثل اعتیاد، فحشا و رفتارهای بزهکارانه و پر خطر. اعتیاد و طلاق در بسیاری از موارد از مشکلات جنسی شروع می شود.
هر کسی باید بداند که ازدواج مانند خریدن یک پیراهن نیست که هر لحظه که اراده کند با پیراهن دیگر عوض کند، یا آن را کنار گذارد پیراهن دیگری بخرد. گاهی والدین فرزندان خود را به طلاق تشویق می کنند. با کمال تأسف باید بگویم قبح طلاق در جامعه ما از بین رفته است و به همین دلیل ترغیب و تشویق به سازگاری و کوتاه آمدن نسبت به مشکلات عادی زندگی کم شده است و بدون هیچگونه خجالتی و حتی گاهی با افتخار از طلاق سخن می گویند.
باید اشاره کرد که بحرانهای روحی و اجتماعی پس از طلاق در زنان بیشتر از مردان است و آنها در معرض آسیبهای اجتماعی بیشتری قرار دارند. بررسی ها نشان می دهد 40 تا 50 درصد افراد متقاضی طلاق یک فرزند دارند. خطر آسیبهای اجتماعی ناشی از فرزندان طلاق یکی از تهدیدهای جدی جامعه می باشد. ما هیچگاه پس لرزه های پس از طلاق را نباید ساده بگیریم و بدانیم که طلاق و خانواده آشفته خطر بسیار بیشتری از بیماریهای عفونی از جمله ایدز دارد.
خانواده در آموزش مسائل جنسی به فرزندانشان تا کجا می تواند پیش برود؟
در زمانهای قدیم بزرگترهای فامیل هنگام ازدواج مسائل ضروری را برای جوانان خود بیان می کردند. متأسفانه امروزه پدر و مادرها به علت حجب و حیا، با فرزندانشان در این زمینه صحبت نمی کنند. لازم است جایگزین مناسبی برای اینکار پیدا کنیم. بهترین جایگزین، فرهنگ سازی و توجه به راه اندازی کلینیک های سلامت خانواده و مراکز مشاوره مورد تأیید می باشد. این مراکز به موضوعاتی نظیر مشاوره ازدواج، همسر گزینی، آموزشهای لازم جهت رفتارهای سالم زناشوئی، اختلالات بلوغ، تشخیص و درمان اختلالات جنسی در مردان و زنان می پردازند. فراموش نکنیم اگر به فرزند خود متناسب با سن و جنس وی، اطلاعات سالم بلوغ و ارضای صحیح غرایز جنسی را آموزش ندهیم، دوستان، اینترنت، ماهواره، پیامک ها، بلوتوث و... اطلاعات غلط و ناسالم را به او خواهند داد و هیچ شکی در این موضوع نداشته باشیم. لازم است آموزشی فراگیر، کاربردی و مبتنی بر فرهنگ غنی اسلامی در اولویت برنامه ها قرار گیرد. زیرا با ارائه اطلاعات صحیح، فرزندان و خانواده خود را در برابر هجوم اطلاعات غلط و نفوذ فرهنگی بیگانگان و ناصالحان واکسینه می کنیم. درواقع اگر ما اطلاعات درست ندهیم ناخودآگاه آموزش های دیگران را که عمدتا غلط یا مغرضانه و مفسده آور هستند را به طور غیرمستقیم جایگزین کرده ایم.
وزارتخانه های مرتبط لازم است نگرش جدی به سلامت جنسی در کانون خانواده داشته باشند و پس از شناسایی عوامل آسیب رسان به سلامت اجتماع، اقدام به برنامه ریزی آینده نگر و منسجم کنیم. انتقال آموزه های صحیح ارتباطات عاطفی، در تحکیم بنیان خانواده بسیار مهم و موثر است. باید از عادات و تعصب های غیرمنطبق با تعالیم مترقی اسلام پرهیز کنیم و با افراط و تفریط به سراغ حل مشکلات جامعه نرویم. در این برنامه ریزی باید به تربیت والدین، مربیان و متخصصان که سهم به سزایی در کنترل و کاهش نابهنجاری های اجتماعی فردی و خانوادگی و اجتماعی دارند، توجه ویژه ای داشت. ولی می بینیم به علت عدم برنامه ریزی و نظارت کافی، یک عده افراد سودجو و فرصت طلب با تبلیغات غلط یا کاذب و گمراه کننده خود به مشکلات خانواده ها دامن می زنند. برخی اعتقاد دارند که کسب اطلاعات جنسی، افراد را به تجربه ارتباط جنسی تشویق می کند درحالی که پژوهش ها حاکی از این است که افراد بخصوص در سنین پایین به دلیل نداشتن اطلاعات لازم از روی حس کنجکاوی به دنبال تجربه هایی از این گونه می روند که اکثرا پرخطر هستند و یا آموزش های غلط را از طریق ماهواره ، اینترنت و منابع مضر غربی که اکثرا اهداف تجاری دارند فرا می گیرند. پرواضح است عصری که در آن قرار داریم، عصر ارتباطات و عصر سلطه پدیده رسانه بر زندگی انسان هاست. برنامه های ماهواره عمدتا زمینه ساز مفاسد اخلاقی و اجتماعی هستند و بیشتر از آن که برای نسل امروز و به طور کلی مردم مفید باشند، خطرناک و مضر هستند. ارائه تصویرهای مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومی از طریق ماهواره و نمایش آنها، یکی از عوامل گسترش بی بندوباری و به فحشا کشاندن جوانان و تهدیدکننده زندگی زناشوئی خانواده ها در قالب برنامه های آموزشی می باشد.
ما استراتژی و عزم ملی در زمینه خانواده و سلامت جنسی نداریم و مدام درحال پراکنده کاری هستیم. نداشتن برنامه در زمینه سلامت جنسی بسیار خطرناکتر از وجود برنامه غلط است.
باید در کشور به منظور سیاست گذاری و برنامه ریزی در زمینه امور مربوط به خانواده، توانمندسازی زوجین در رویارویی با مسائل فردی، اجتماعی و خانوادگی و حفظ و پایداری آن، ایجاد هماهنگی و نظارت بر فعالیت نهادهای فعال در حوزه خانواده اعم از دولتی و غیردولتی و پرهیز از موازی کاری و دوگانگی، شورای عالی خانواده با حضور نمایندگان وزارتخانه ها، سازمان ها و مراکزی که به نحوی با موضوع مرتبط می باشند تشکیل شود و محدودیت های قانونی که ممکن است برای تشکیل این موضوع مهم وجود داشته باشد با درایت مجلس محترم شورای اسلامی و مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام برطرف گردد.


X